نظر علي الطالقاني

524

كاشف الأسرار ( فارسى )

ما نخواهد رسيد . ( 98 ) . فيض ، كلمات مكنونه ، كلمة فيها اشارة الى معنى الفناء فى اللّه و البقاء باللّه : براى ما حالاتى است كه در آن حالات ما اوئيم و او ماست و لكن در عين حال او اوست و ما مائيم . ( 99 ) . و در دعاء ندبه آمده است : « اى فرزند آن كس كه در امّ الكتاب ، در نزد خدا ، علىّ و حكيم است . » و از تفسير آيه « و همانا آن در نزد ما در امّ الكتاب ، عليّ و حكيم و بلند پايه و محكم اساس است . » آشكار مىشود كه مراد از ضمير آن ، امير المؤمنين است . و خداى تعالى فرموده است : « هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتاب مبين مسطور است . » و گروهى از حكماء گفته‌اند كه مراد از كتاب مبين و لوح محفوظ ، نفس كلّ است . و همچنين خداوند فرموده است : « و در امام مبين همه چيز را به شماره آورده‌ايم . » در روايات ذكر شده كه مراد از آن مولاى ما امير المؤمنين ( ع ) است . پس امام مبين در قوس صعود همانند كتاب مبين در قوس نزول است . و معصوم فرموده : « ما را از مقام خدائى پائين‌تر بدانيد و هر چه مىخواهيد مقامات عالى براى ما قائل شويد كه هرگز فكرتان به بلنداى مقامات ما نخواهد رسيد . » به دو صورت بين اين آيات و روايات مىتوان جمع نمود . يكى اينكه تا در دنيا هستند حالات مختلفى دارند چنانچه از ايشان روايت شده است : « و براى ما حالاتى است كه در آن حالات ما اوئيم و او ماست و لكن در عين حال او اوست و ما مائيم . » وجه دوّم اينكه گفته شود براى ايشان دو علم وجود دارد . علمى كلّى به كليّات آنچه وجود دارد و تمام آنچه بوده ، كه هميشگى است و بر تمام آنچه خدا بداء مىكند محيط نيست . و علمى جزئى به بداء و غيبت كه به ايشان القاء مىگردد ، يا سال به سال ، چنانچه از بعضى اخبار شب قدر آشكار مىشود ، يا هفته به هفته ، يا روز به روز . پس چيزى واقع نمىشود مگر اينكه خداوند قبل از وقوعش ايشان را آگاه مىسازد و لكن به اين ترتيب . توقف در اين بحث بهتر است و خود ايشان به آنچه مىدانند آگاهترند . ( 100 ) . سوره قدر ، آيه 5 : تا طلوع سپيده دم و صبحگاهان . ( 101 ) . و همچنين است نسبت ترديد به خداى تعالى ، همانگونه كه قبلا اشاره كرديم . ( 102 ) . كلينى ، اصول كافى ، كتاب التوحيد ، باب البداء ، حديث 1 : خداوند به چيزى چون بداء پرستش نشده است . ( 103 ) . سوره الرّحمن ، آيه 29 : و خداوند هر روز دست‌اندركار جديدى است . ( 104 ) . چنان كه بر كسى مخفى نيست . و لذا در خبر آمده است « آن چنان كه خدا به بداء عبادت شد به هيچ چيزى عبادت نشد . » پس واى بر آن كسانى از عامّه فاقد بصيرت كه بداء را انكار كردند . اگر گفته شود كه از جريان محو و اثبات در كتاب بگذر و لكن « قلم خشكيد » در كتابهاى ديگر ذكر شده است پس محذور مجددا بازگشت ، و به همين خاطر است كه گفته شده ترس مردم از پايان و خاتمه كار است و ترس من از آغاز و ابتداى امر . در پاسخ مىگويم اين شبههء ديگرى است و از شبهه‌هاى جبر مىباشد و سخن ما در اثبات بداء و تغيير در عالم ماده و مكان و زمان است و لذا خدا فرمود « خداوند هر روز دست‌اندركار جديدى است . » و ما به يارى خدا آن را به طور كامل اثبات كرديم . و امّا آنچه گفتى و بيان اينكه علم خداى تعالى به اشياء قبل از ايجاد آنها ، علّتى براى وجود افعال